خرید بک لینک

اگر بخواهم مثل فیلم ها موسیقی سفر پاریس را بسازم بی شک از قطعات ماژور استفاده می کنم ، در بحث موسیقیایی فرق ماژور با مینور در رها بودن نُت هاست،برخلاف مینورها که سنگین اند و پر از ابهت،ماژورها به راحتی از کنارت رد می شوند و دست تکان می دهند... درست مثل پاریس که چون بازی کودکان شلوغ است و پر از رنگ.....و طعمش نوستالژیک...حداقل برایِ من که با مادلن مارسل پروست به جستجوی زمان از دست رفته اش سفر کرده ام و با ویکتور هوگو در غم دخترش گریسته ام ...و حالا همه با هم جمع شده ایم در شهری که ابرهایش به زمین نزدیک تر است و با یک دست دراز کردن می شود تمام این پشمک ها را خورد.
مثل هستی همیشگی شده ام و چشمانم برق می زند ....در شانزلیزه قدم می زنم و میدان کُنکورد را می بینم... جایی که بارها برای شاگردانم توضیحش داده بودم، همان میدانی که گیوتین را نصب کرده بودند و سر ِ لویی شانزدهم و ماری آنتوانت را زده بودند و از همه مهمتر ستون اُبلیسک که هدیه ی کشور مصر به فرانسه است... می گویند در حال حاضر بین این دو کشور دعوا است که ستون را پس بگیرند ، این ستون سنگی برای فراماسون ها مقدس است ولی برای مسلمان ها نماد شیطان است و یکی از اعمال حج سنگ زدن به این سنگ است که رمی جمرات نامیده می شود....روزم با دور زدن در میدان شاردوگل یا همان میدان ستاره ( این میدان نقطه ی تلاقی 12 خیابان است که شکل یک ستاره را تشکیل می دهند و طاق پیروزی که بزرگترین طاق نصرت در جهان است در این میدان است ) تمام شد و با وجود روز فوق العاده ام چیزی در من کم است چیزی شبیه صدای اذان مغرب در خیابان های تهران....

برچسب: نویسنده: سام نوروزی تاريخ: شنبه 6 آبان 1396 ساعت: 2:36

صفحه بندی