خرید بک لینک

۱- در سفرهای تنهایی بعضی مکان ها رو دوست ندارم ببینم ..... مثلا این بار دیزنی لند نرفتم چون واقعا تنهایی رفتن مزخرفه...باید با آدمهایی باشی که دوست داری باهاشون جیغ بزنی و رقص شخصیت های کارتون های مورد علاقه تو ببینی و ذوق کنی... نمیدونم.... من مثل هدی رستمی نیستم که تنهایی برم جایی و لذت ببرم ...برای من مکان ها با آدمها قشنگ میشن... وقتی چند نفری یا حتی دو نفر همه چیز دلچسب تر میشه...

۲- در سفرهای تنهایی بجای دید و بازدید مکان های مختلف ترجیح میدم وارد خانواده ها بشم .... اونها رو بشناسم و بعد با هم جایی بریم... امروز امانوئل اومد هیزم ها را برام شکست و خانم اُد از مزرعه ش تخم مرغ آورد و ایضا مربای آلوی دستپخت خودش... بعد ساعتها نشستیم و حرف زدیم....و بیرون رفتن بعدش خیلی بهم چسبید... الان منظورمو رسوندم؟؟ یعنی یک جورایی باید یخم بشکنه :دی

۳- امانوئل مسلمون شده و هنوز خانمش نمیدونه...چرا من هر چی فرانسوی میبینم دارن مسلمون میشن؟ خانم اُد هم از سی گربه نگهداری می کنه (اصرار داشت مرباشو جلوی خودش امتحان کنم و با هزار ترس خوردم چون استرس داشتم پر از موی گربه باشه) :دی

۴-واااای کی پنج شنبه میاد دلم پر میزنه برای تهراااان

۵- یادم رفت بگم امشب پییر بهم گفت میشه یه صفحه ایی برام بخونی و ضبطش کنی ...گفتم بله حتما...قرآن رو آورد گفت سوره ی یاسین... یه جوری شدم...گفت موقع خواب آدمها رو دونه دونه اسم میبرم و براشون دعا می کنم و دلم می خواد این سوره رو شبها گوش کنم...

برچسب: نویسنده: سام نوروزی تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 2:09

صفحه بندی