خرید بک لینک

۱- امشب را در جاده خواهم بود..... ترکیب شب، جاده و موسیقی برایم عصاره ی جاودانگی است.... تا خودِ صبح بیدار می مانم و زل میزنم به سیاهی و در دلش خیال هزاران نور.... این اولین باری است که ترک کردن پاریس برایم سخت است... در این چهل و پنج روز مدت زیادش را پشت میز و مشغول کار بودم اما پاریس این بار هم دوست داشتنی بود به همان اندازه ایی که با آقای ریموند حرف زدم... با خانم لیزا دوست شدم، حتی آن زوج میانسالی که آدرس پرسیدند و بعد در موزه همراهشان شدم.... 1 عاشقانه بود به اندازه ی همان شبی که قرار شد تا صبح راه برویم و آواز بخوانیم اما دست هایشان را به هم دادم گفتم شب ُ پاریس ُ حرفهای یواشکی و عاشقانه برای شما... بعد تنهایی برگشتم و از شب نترسیدم ...
۲- راستش این اولین باری بود که در پاریس اوضاع مالی م بدک نبود و برای مادر بهترین کفش دنیا را خریدم تا دیگه پایش درد نکنه....برای آجی بهترین ساعت و برای برادرها بهترین عطرهای دنیا را خریدم... این اولین بار بود که دلم می خواست به شدت باران توجهی نکنم و بروم بهترین آلبوم موسیقی را بخرم...
۳- حالا دارم میرم دهکده گردی... ده روز استراحت بعد از کار شبانه روزی می چسبد... بعدش برمی گردم تهران تا خانه ی دانشجویی را تحویل دهم، خانه ایی بگیرم با یک میز درست مثل میز جودی ابوت بعد بنشینم دانه دانه کارهای زندگی ام را بنویسم ُ سر و سامان دهم :)

برچسب: نویسنده: سام نوروزی تاريخ: دوشنبه 4 دی 1396 ساعت: 10:34

صفحه بندی