خرید بک لینک

همان شبی که قرار بود تا طلوع صبح در جاده جواب دهم ، رد کردم.... الان از کانادا رفت به سمت آمریکا... کمی ترسیده ام.... مثل تمام دفعاتی که تصمیمی گرفته ام... با سردرد سایت شیپور را بالا پایین می کنم... بودجه ام را جمع و تفریق می کنم... مسیج نون روی گوشی ام می آید " دیوانه ایی!"... دو نقطه دی برایش می فرستم.... ایموجی عصبانی می فرستد و می گوید آخرش همانطور که میخواهی دنیا تمام می شود و تو تک و تنها با یک موش می مانی.... تنهایی ... چه واژه ی آشنایی!

دلم آرام است و لبخند دارم... باید لیست کارهای شب یلدا را بنویسم... هنوز هدیه ی تولد آجی را انتخاب نکرده ام... هنوز اسم برای پروژه انتخاب نکرده ام... هنوز کار کاشی معرقم تمام نشده...لذت میبرم از این همه کار اما همه را کنار می گذارم... دلم قدم زدن در شب می خواهد و آواز... نباید یادم برود من پرسه زن خیابان های شبم :)

پ.ن : زوم کرده ام خانه سمت دارآباد...

برچسب: نویسنده: سام نوروزی تاريخ: جمعه 23 آذر 1397 ساعت: 4:40

صفحه بندی