جهت تمرین برای نگه داشتن.... جهت تمرین برای فکر کردن.... هیچ چیزی پاک نمیشه....هیچ چیزی هم جا به جا نمیشه...
برچسب:
نویسنده: سام نوروزی
خب الان ساعت شش و بیست دقیقه به وقت پاریس/ من در خونه م مستقر شدم... باید بیام سر فرصت توصیفش کنم اما در همین لحظه ایی که خسته و خواب آلود دراز کشیدم اومدم یه نکته از خونه م بگم : یه دریاچه به اندازه ی همون دریاچه چیتگر دقیقا کنار خونمه :)
برچسب:
نویسنده: سام نوروزی
برچسب:
نویسنده: سام نوروزی
امروز بالاخره از خونه میزنم بیرون....میخوایم با رضا و مانا بریم یه مرکز علمی سیاهچاله ببینیم (سینما سه بعدی) و بعد هم شب مهمونی دعوتیم ...
انگار با هر بار سفر وسط جایی می افتم که در گذشته از اون می ترسیدم... مثلا فضا... آخه من کجا و فضا و سیاهچاله ایی که همیشه ازش وحشت داشتم کجا....
برچسب:
نویسنده: سام نوروزی
در این یک هفته ی اومدنم کار خاصی انجام ندادم فقط عادت دارم هر جا میرم تبدیلش کنم به یه خونه...یه خونه ی سبز... صبح ها بلند میشم صبحونه رو آماده می کنم، موسیقی می گذارم... کمی سرچ می کنم .... کمی می گردم دنبال کار.... با دریاچه پنج الی ده دقیقه پیاده است، میرم قدم میزنم، خاطره بازی می کنم، می نویسم....برمی گردم صندوق پستیمو چک می کنم... شب هم سفره میندازم و دور هم شام میخوریم و در نهایت هم یه دمنوش...همین! اما حالم خوب خوبِ و به زمان سپردم که ببینم برگردم یا بمونم....
برچسب:
نویسنده: سام نوروزی
برچسب:
نویسنده: سام نوروزی
برچسب:
نویسنده: سام نوروزی
برچسب:
نویسنده: سام نوروزی
برچسب:
نویسنده: سام نوروزی
برچسب:
نویسنده: سام نوروزی
برچسب:
نویسنده: سام نوروزی
بالاخره بعد از دو هفته تمام قطعات کوچک دو سانتی کنار هم نشستند تا بروند پیش عزیزترین رفیق.... درد شیرینی در دست ها و گردنم نشسته اما لذت بخش است... هیچ چیز در دنیا برایم دلنشین تر از هدیه ساختن برای آدم های خاص زندگی ام نیست....
برچسب:
نویسنده: سام نوروزی
برچسب:
نویسنده: سام نوروزی
برچسب:
نویسنده: سام نوروزی
برچسب:
نویسنده: سام نوروزی